فاطمه جان فاطمه جان ، تا این لحظه: 12 سال و 10 ماه و 14 روز سن داره

نی نی ما

پایان انتظار

سلام مهمون کوچولوی مامانی دیگه ساعتای آخریه که تو دل منی و انشالا تا حدود 16 ساعت دیگه به دنیا میای عزیز دلم بالاخره قسمت ما هم سزارین شد .... نمی دونم حتما این طوری صلاح بوده چهارشنبه که رفتم دکتر بهم گفت که هنوز همون جوری هستی و موقعیتت واسه زایمان طبیعی اصلا مناسب نیست و بدون مقدمه گفت که می تونی فردا بیای یا جمعه و یه نگاه رو تقویمش کرد و گفت یکشنبه بیا که میشه 17 آذر منم همین طور خشکم زده بود انگار هیچی نمی گفتم بعدش پرسیدم نمی شه تا آخر هفته صبر کرد گفت : نخیر    منم گفتم چشم   ولی خودمو واسه حدود 20 -22 آماده کرده بودم برام تقریبا غیر منتظره بود . هم خوشحال شدم هم ترسیدم هم ک...
16 آذر 1392

حرفای مامان منتظر + عکسای زهرا

سلام گل من ؟ چطوری ؟ این روزای آخری دوباره شیطون شدیا ! یه مدت بود تکون خوردنت کم شده بود به وضوح ولی دوباره انگار شدی مثل قبل هی وول می خوری و این ور و اون ور می ری و منم می شینم و تکون خوردنتو که از رو لباسم پیداست تماشا می کنم و واست ذوق می کنم و دلم از الآن تنگ می شه واسه اون موقعی که دیگه تو دلم نیستی به زبون ساده عادت کردم بهت و فکر جدا شدن ازت آزار دهندس ان شالا سالم و سلامت به دنیا بیای و این مامان و بابای منتظرو خوشحال کنی       نمی دونم چرا هر چی جلو می ریم زمان دیرتر می ره . اصلا قرار نیست این آذر ماه به آخرش برسه انگار   دیروز دکتر بودم بهم گفت که تا 20 آ...
6 آذر 1392

بد قولی نکردیما !!!

سلام مامانی خوبی عزیز دلم ؟ از همون روزی که پست قبلی رو گذاشتم دارم واسه ارسال عکسای سیسمونیت تلاش می کنم ولی نمی شه ! نمی دونم چرا ! کسی می دونه باید چیکار کنم ؟ حجمشون رو هم کم کردم ولی ارسال نمی شه  تا عکس رو از پست حذف می کنم راحت ثبت می شه .ولی با عکس نه . حتی یه دونه !  خلاصه کلی عصبانیم کرده       ولش کن اصلا  تو چیکارا می کنی نی نی گلم ؟ تکون خوردنت کمتر شده که اونم به خاطر تنگ شدن جاته   نه ؟؟  ببخش اگه به این خاطر داری اذیت می شی گلم .  ان شالا 20-30 روز دیگه که تحمل کنی از اون خونه ی تنگ و تاریکت پا به دنیای بزرگی می ذاری که ..... &n...
28 آبان 1392

40 روز مونده تا دیدن تو

سلام خانم خانمای خودم چطوری گل دختر ؟ ببخش که دیر به دیر میام و برات می نویسم  مامانی هرچی جلو میره تنبل تر میشه انگار    ولی جدای از شوخی هم نشستن زیاد واسم خیلی سخت شده هم راه رفتن و حتی خوابیدن با اینکه زیاد وزن اضافه نکردم ( در حد نرمال ) نمی دونم چرا این طوریم ! همش به خودم میگم تا دیدن تو ان شالا حدود 40 روز دیگه فاصله دارم و با فکر کردن بهش دوباره پر انرژی می شم   و با این مسایل راحت تر کنار میام عزیز دلم کار چیدن اتاقت تموم شد مبارکت باشه میشه گفت خودم تنها چیدمش .دفعه ی پیش که گفتم هروقت حوصله داشتم می رفتم و مرتب می کردم وسایلتو و واسه همین دیگه کسی واسه این کار نیومد کم...
19 آبان 1392

احوالات ما در ماه 8

سلام خانمم چطوری مامان ؟  اول از همه عید غدیر رو با اینکه تقریبا یه هفته ازش گذشته به دختر گلم تبریک میگم  ببخشید این هفته سرم شلوغ بود عزیزم آخه تخت و کمد و بقیه وسایلت و آوردن و منم سرگرم مرتب کردنشون بودم که البته هنوز تموم نشده   یکی دو روزشو مامان جون و خاله نفیسه هم اومدن کمک ولی خوب نه هنوز همه ی سفارشا رو کامل داده بود   و نه ما واسه چیدنشون عجله داریم . ولی هر وقت بیکار می شم میرم تو اتاقت و یه جایی را درست می کنم . دیگه خیلی بیشتر از قبل دلم میخواد این مدت باقی مونده هم بگذره و تو رو ان شالا صحیح و سالم تو بغلم ببینم     یه ده روزی میشه که وارد ماه 8 شدی...
7 آبان 1392

عید قربان

سلام کوچولوی من اومدم تا عید قربان رو بهت تبریک بگم مامانی  مبارکت باشه عزیز دلم       سرما خوردگیم هم بهتر شده خدا رو شکر ببخشید اگه این چند روز حالم خوب نبود و تو رو هم اذیت کردم قول می دم بیشتر از این حواسم به خودم باشه البته فقط به خاطر تو       ...
23 مهر 1392
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به نی نی ما می باشد