40 روز مونده تا دیدن تو
سلام خانم خانمای خودم
چطوری گل دختر ؟ 
ببخش که دیر به دیر میام و برات می نویسم
مامانی هرچی جلو میره تنبل تر میشه انگار
ولی جدای از شوخی هم نشستن زیاد واسم خیلی سخت شده هم راه رفتن و حتی خوابیدن 

با اینکه زیاد وزن اضافه نکردم ( در حد نرمال ) نمی دونم چرا این طوریم
!
همش به خودم میگم تا دیدن تو ان شالا حدود 40 روز دیگه فاصله دارم
و با فکر کردن بهش دوباره پر انرژی می شم
و با این مسایل راحت تر کنار میام
عزیز دلم کار چیدن اتاقت تموم شد 
مبارکت باشه
میشه گفت خودم تنها چیدمش .دفعه ی پیش که گفتم هروقت حوصله داشتم می رفتم و مرتب می کردم وسایلتو و واسه همین دیگه کسی واسه این کار نیومد کمک . البته از بابا هم نظر خواهی می کردیم گاهی
وسایلی رو هم که باید ببرم بیمارستان رو گذاشتم کنار که آماده باشه واسه اون موقع 
قربونت برم که اینقدر همه لباسا و خورده ریزات کوچول موچوله 
تو هفته ی پیش دوباره این دل درد اومد سراغم و کلی ترسوندمون
. آخه می شه گفت خیلی شدید بود ولی یه دقیقه خوب بود و یه دقیقه باز درد می گرفت خلاصه بعد از کلی ماجرا که رفتیم دکتر ( همون روز نوبت چکاب هم بود ) دکتر معاینه کرد و صدای قلبت رو شنید
و سونو گرافی هم کرد که خدا رو شکر مسئله ای نبود و بهم گفت احتمالا غذایی خوردی که بهت نساخته و درد مال معده ت بوده
به خیر گذشت خدارو شکر 
تو پست بعدی ان شالا عکس اتاق و وسایلتو می زارم 


40 روز مونده تا دیدن تو
