احوالات ما در ماه 8
سلام خانمم
چطوری مامان
؟
اول از همه عید غدیر رو با اینکه تقریبا یه هفته ازش گذشته
به دختر گلم تبریک میگم 
ببخشید این هفته سرم شلوغ بود عزیزم آخه تخت و کمد و بقیه وسایلت و آوردن
و منم سرگرم مرتب کردنشون بودم که البته هنوز تموم نشده
یکی دو روزشو مامان جون و خاله نفیسه هم اومدن کمک ولی خوب نه هنوز همه ی سفارشا رو کامل داده بود
و نه ما واسه چیدنشون عجله داریم .
ولی هر وقت بیکار می شم میرم تو اتاقت و یه جایی را درست می کنم .
دیگه خیلی بیشتر از قبل دلم میخواد این مدت باقی مونده هم بگذره
و تو رو ان شالا صحیح و سالم تو بغلم ببینم

![]()
یه ده روزی میشه که وارد ماه 8 شدیم
و واسه چکاب این ماه که رفتم خانم دکتر واسم سونو گرافی انجام داد گفت قد و وزنش خوبه
و اندازه دور سرش هم نسبت به هفته ی حاملگی خیلی خوبه
( ولی بهم نگفت چقدر ؟
) ولی هر چه قدر صبر کرد و این طرف و اون طرف رو دید شما پشتت رو کرده بودی به ما و نتونست جنسیتو ببینه
قرار شد دفعه دیگه هم انجام بده شاید مشخص باشه این بار
البته اگه خانم خانما اون موقع هم شیطونی نکنه

تو مطب با یه خانمی صحبت نوع زایمان شد
اونم بهم گفت که این دکتر خانوادگی شونه و تا حالا ندیده واسه زایمان طبیعی بره
و می شه گفت فقط سزارین می کنه
منم دوباره استرس گرفتم
و رفتم تو فکر این که چی کار کنم بالاخره
نه می خوام دکترم رو عوض کنم و هم دوست دارم اگه شرایطشو داشته باشم شما طبیعی به دنیا بیای
خلاصه اصلا تکلیفم تو این زمینه مشخص نیست

دعا کن واسه مامانی که هر چی صلاحه من و شماس زودتر معلوم شه تا از این سردرگمی خلاص شیم 


احوالات ما در ماه 8
