یازده ماهه شدن دخمل گلی+ مرواریدهای کوچولو
سلام گلم
دختر خوشگل مامان
یازده ماهه شدنت مبارک عزیز دلم
دخملی دیگه ماشالا تند و تند هرجا که بخواد می ره و به هرجایی که دلش بخواد دستشو میگیره و وایمیسه
حالا میخواد میز و صندلی باشه میخواد یه چیز سبک وسط اتاق
دیگه به قول قدیمیا نه تا مادر میخواد بچه نوپا
خلاصه هر چی من دور و برت جمع و جور می کنم شما با سرعت دوباره همه چی رو میریزی به هم و این جریان ادامه دارد ......
موقع غذا خوردن هم که دیگه نگو
ماجرایی داریم تازگیا
به خاطر اینکه دوس داری با ما غذا بخوری و پشت میز و صندلی هم نمیشینی روی زمین سفره میندازیم و تو هم بلافاصله میری وسطش میشینی و هرچی تو سفره هست رو باید برداری ببینی چیه حتی ظرف خورشت رو
این کنجکاوی البته در همه جا و در مورد همه چیز صدق می کنه
تازگی یاد گرفتی با پایین و بالا بردن سرت سلام می کنی
و وقتی ازت می پرسیم کجا رفتی میگی دَ دَ
دس دسی و اینا رو هم که خیلی وقته بلده خانوم خانوما 
گاهی هم موقع بازی کردنت واسه خودت یه چیزای نامفهوم ولی بامزه ای میگی
چند بار سعی کردم ازاین صحنه فیلم بگیرم ولی به محض اینکه دست یکی دوربین یا موبایل میبینی سریع میای طرفش و میخوای ازش بگیری

خبر دیگه هم اینکه به سلامتی دو تا از دندونای خوشگلت سرو کلشون پیدا شد و جز اینکه چند روزی درست غذا نمیخوردی حالت بد نشد 
روز تاسوعا بود ( 12 آبان ) که دیدم دوتا دندونای پایینت نیش زده و قاشق رو که میزدم بهش تق تق صدا می داد
من و بابایی کلی واست ذوق کردیم 

انشالا واسه درآوردن همه دندونات راحت باشی و زیاد اذیت نشی
این عکس مال چند ماهه پیشه که رفته بودیم رستوران سنتی . نشستی لب یه حوض 


یازده ماهه شدن دخمل گلی+ مرواریدهای کوچولو 
