سفر دخملی + پنج ماهه شدنت
سلام عروسکم 
پنج ماه از به دنیا اومدنت گذشت عزیزم 
پنج ماهه که یکی یه دونه دل ما شدی طوری که روزایی که هنوز نبودی رو اصلا نمی شه تصور کرد
عاشقتم کوچولوی نازنینم 

پنج ماهه شدنت مبارک
هفته ی گذشته جای همه خالی رفتیم مشهد
از قبلش همش نگران بودم که با بودن تو حتما اذیت می شیم و خودتم راحت نیست برات مسافرت
تازه شنیده بودم که صدای هواپیما هم ممکنه به پرده گوشت آسیب برسونه
که باید موقع بلند شدن وفرود یه چیزی بمکی یا شیر بخوری 
ولی نمیشد که با وسیله ی دیگه ای بریم آخه


ولی خدا رو شکر سفر خوبی بود و شما هم دختر خیلی خوبی بودی و اصلا اذیت نشدیم
فقط ساعت خوابت یه کم ریخته بود به هم
که اونم ماشالا از بس بازیگوشی زیاد اذیتت نکرد چون دوست داری همش بیدار باشی و مثل بزرگترها می خوابی تقریبا 
اینم بگم که این پست رو تا حالا دو سه بار نوشتم و پریده
واسه همینه که تبریک ماهگردتو دیر می گم

از کارای جدیدت هم بگم که روز به روز با مزه تر می شن و همش دلم میخواد بچلونمت
ولی جلو خودمو می گیرم آخه هنوز خیلی کوچولویی واسه این کارا 
از پلاستیک خیلی خوشت میاد و گاهی با یه کیسه فریزر کلی وقت سرگرم میشی
دستت رو هم با جدیت تمام می خوری
( البته گاهی ) که هر چقدر من سعی کنم که این کارو نکنی انگار کاملا بی فایدس

اسباب بازی هاتو تو دستت میگیری و به محض اینکه می گیریشون میبری سمت دهنت

تلویزیون هم که هر جایی باشه باید نگاه کنی حتی موقع شیر خوردن
کارهای خونه هم که بنده به زور انجام می دم
و هول هولکی یه ناهار درس می کنم چون شما دوس داری که مامان همش کنارت بشینه و باهات بازی کنه

حالا هم خوابیدی که وقت کردم بیام و بنویسم 
اینم چند تا از عکساته که با توضیحشون می زارم :
اینجا توی هواپیماس که تو دل بابا یی خوابیدی
اینجام تعجب کردی که من حتی اینجام ازت عکس می گیرم 
داری با بابا مطالعه می کنی
اینجا مطلب مهمیه
اولین باری که ناخنت رو لاک زدم 


اینم واسه حسن ختام


سفر دخملی + پنج ماهه شدنت 

