ورود به ماه 7
سلام مامانی
خوبی عزیز دلم ؟
خدا رو شکر به سلامتی با هم وارد ماه 7 شدیم
و دیگه کم کم داریم به روزای به دنیا اومدنت نزدیک میشیم.
![]()

درسته که دو ماه دیگه مونده ولی تقریبا دو سومش گذشته 

از فکر کردن به این موضوع هم لذت می برم
هم استرس می گیرم 
لذت از اینکه می تونم ببینمت و بغلت کنم
و استرس از اینکه :
موقع به دنیا اومدنت چی می شه ؟ ( آخه هنوز معلوم نیست چه جوری زایمان کنم
)
همه چی خوب پیش می ره ؟
تو نگهداری از تو ناوارد نباشم ؟ و .....
نمی دونم همه این طوری ان یا فقط من ؟
بعدش هم به خودم دلداری می دم که همه این راهو گذروندن و خدا کمک می کنه به همه
. این جوری یه کم آرامش می گیرم 

چند روز پیش رفتم آزمایش قند مخفی را دادم
خاله نفیسه از قبل بهم گفته بود چه جوریه و منم خودمو آماده کرده بودم یعنی
آخه یه نصف لیوان پودر گلوکز را با آب مخلوط کردم و خوردم 
البته زوری
از نتیجش هم این طور که من می بینم مشکلی نیست خدا رو شکر . حالا فردا باید برم دکتر واسه ویزیت ماهیانه تا ببینم اون چی می گه
.
تو هفته گذشته با بابایی رفتیم چند جا مدل سیسمونی دیدیم که من بازم نپسندیدم
ولی تو نگران نباش .
بالاخره این مامان دل دلی هم مجبوره تو این زمینه زود انتخابش رو بکنه 


خیلی دوست دارم
بوووووووووس 


ورود به ماه 7
